رفته بودم دکتر . دکتر هنوز نیومده بود دفترچه رو گذآشتم سر نوبت و چون توی مطب خیلی شلوغ بود رفتم بیرون و تو خیآبون که هوآ آزاد بود دقیقن یه بیست متر جلوتر از مطب یه پسره بود که گل می فروخت اونم گل ـآی خوشگل و زیبآ قلقلکم اومد و دو تآ م دآشت شرآیط نگه دآریشون رو توضیح می داد و در مورد یکی ـشون گف فقط به جا به جایی حسآسه . وفتی خوآستی جآ به جآش کنی یه روزنآمه ای چیزی دورش بپیچون که متوجه نشه ! گفتم ینی چی منبع
درباره این سایت